بهنام مظاهري- شماره ۲۶۸-هفته نامه چلچراغ

behnaam@40cheragh.org

 

شرخري از نوع مسالمت‌آميز

من موي دماغم

 

كوچه‌ پس‌كوچه‌هاي باريك بازار بزرگ را پشت سر مي‌گذارم و به مغازه‌اش مي‌رسم. پشت ميزش نشسته و سرش به حساب و كتابش گرم است. اسمش محسن است و اصلاً به قيافه‌اش نمي‌خورد كه شرخري كند. چهره آرامي دارد و خيلي هم مؤدب است. كارش خريد و فروش پارچه است و تقريباً تمام هم‌صنفي‌هايش او را مي‌شناسند. اين را زماني فهميدم كه دنبال آدرسش مي‌گشتم. الان حدود هفت هشت سالي است كه در كنار كارش شرخري هم مي‌كند و به قول خودش كارش با تمام شرخرها تفاوت دارد. يك تفاوت اساسي.

 

* چي شد كه رفتي سراغ شرخري؟

از وقتي كه توي بازار كارم رو شروع كردم، چون به قول بچه‌هاي اينجا زبان چرب و نرمي داشتم. اكثر كساني كه چك برگشتي داشتند سراغم مي‌آمدند و من هم چك‌ها را براشون نقد مي‌كردم.

* خب چطوري نقد مي‌كردي؟

مي‌رفتم و با بدهكارها صحبت مي‌كردم و باهاشون هم كنار مي‌آمدم. چون كسي كه چك‌هايش برگشت مي‌خوره حتماً پول نداره اگر نه كه برگشت نمي‌خورد. من هم مي‌رفتم و بهشون مي‌گفتم كه بيا با طلبكارهات صحبت كن و راضيشون كن و قسطي هم كه شده پولشون رو بهشون برگردون.

* خسته نباشي، ولي تا اونجايي كه من مي‌دونم، اصول شرخري روي دعوا و زورگيريه؟

نه، من اصلاً اون‌طوري كار نمي‌كنم. چون صورت خوشي نداره و اصلاً داخل بازار هيچ‌كس اين كار رو انجام نمي‌ده. كساني كه اين كار رو انجام مي‌دهند اصلاً موفق نيستند.

* چرا موفق نيستند؟

فرض كن تو چك‌هات برگشت خورده و من هم امروز ميام و تهديدت مي‌كنم و مي‌زنمت. خب اگر من فردا هم بيام سراغت، تو يكي گنده‌تر از من رو استخدام مي‌كني و اين دفعه من كتك مي‌خورم. اين‌جوري پول كه دستم نمياد هيچي، كلي مشكلات ديگه هم اين وسط به وجود مياد. اما وقتي من بيام و باهات صحبت كنم اگه وجدان داشته باشي هر طور شده پول طرف رو بهش برمي‌گردوني.

*حالا اگر طرف حسابت بي‌وجدان بود چي؟

انقدر موي دماغش مي‌شم تا بالاخره پول رو ازش بگيرم. من 80 درصد از چك‌هايي رو كه مي‌گيرم نقد مي‌كنم. گاهي اوقات بعضي‌هاشون كه فرار مي‌كنند و مي‌رن شهرستان، من باز هم پيداشون مي‌كنم و مي‌رم اونجا و سيريش مي‌شم تا حداقل چك من رو نقد كنه.

* چطوري پيداشون مي‌كني؟

از طريق دوست و آشناهاشون يا اين‌كه همسايه‌هاش، بالاخره طرف همين‌طوري بي‌خبر هم كه جايي نمي‌ره. آشناهاشون رو پيدا مي‌كنم و بالاخره با زرنگ‌بازي هم كه شده آدرس رو پيدا مي‌كنم. مثلاً به آشناهاشون مي‌گم كه بهش بدهكارم.

* در ماه چند تا چك برگشتي رو نقد مي‌كني و چقدر بابت هر چك مي‌گيري؟

بستگي داره، ولي معمولاً هر ماه پنج يا شش تا كار به من مي‌خوره و 20 يا 30 درصد هم بابت هر چك مي‌گيرم.

*پس با اين حساب خوب پول گيرت مي‌آيد؟

نه اتفاقاً چيز زيادي گيرم نمياد و كلاً پولش هم بركت نداره، چون تو اين كار رضايت وجود نداره. براي همين هم هست كه يه شرخر هميشه شرخر مي‌مونه و هيچ وقت هم پولدار نمي‌شه.

* خب پس چرا اين كار رو مي‌كني؟

چي كار كنم؟ زندگيم خرج داره. تو اين زمونه يا بايد بخوري يا مي‌خورنت، مخصوصاً در محيطي مثل بازار يه لحظه هم نبايد غافل بشي.

*راستش رو بگو تا حالا هيچ وقت تو اين كار مجبور نشدي دعوا كني؟

چرا حقيقتش چند بار بوده كه رفتم و با زبان خوش با طرف صحبت كردم، ولي برام گنده‌بازي درآورده. منم اين جور وقت‌ها حسابي قاطي مي‌كنم. يه دوستي دارم كه هم بزرگه و هم بدن‌ساز. اين جور موقع‌ها با اون مي‌رم و چك نقد مي‌كنم.

* تا حالا نشنيده بودم كه شرخر، شرخر استخدام كنه. به دوستت چقدر پول مي‌دهي؟

با هم ديگه كنار مي‌آييم. ولي اون خودش وقتي چك مي‌گيره علاوه بر پولي كه مي‌گيره. پول كرايه ماشين و خرج خانه و حتي ميوه‌اي هم كه تو اون چند روز مي‌خوره رو هم مي‌گيره. اصلاً تمام شرخرها اين كار رو مي‌كنند.

* تو اين كار رو نمي‌كني؟

نه اصلاً، گدا كه نيستم. تازه خيلي وقت‌ها هم رفاقتي كار مي‌كنم و چيزي نمي‌گيرم.

* روش كاري جالبي داري، تو كه نه دعوا مي‌كني و نه پول مي‌گيري چرا چك‌ها را از طريق قانوني اجرا نمي‌گذاري؟

اگر بخواهم از طريق قانوني اقدام كنم، بايد هفت خوان رستم رو بگذرانم، اما اين روشي كه من دارم، هم زودتر نتيجه مي‌دهد و هم تقريباً هميشه چك‌ها رو به پول تبديل مي‌كنم.

* طوري حرف مي‌زني كه فكر مي‌كنم داري روش كاري‌ات را تبليغ مي‌كني.

(مي‌خندد) نه انشاءالله كه هيچ وقت نياز به شرخر پيدا نكني.

 

 

 

گفت‌وگو با يك شرخر واقعي

نون بازويم را مي‌خورم

 

اسمش قاسم است و به قول خودش از همان كودكي هم عشق كتك زدن بچه‌هاي هم‌سن و سال خودش را داشته. درسش را تا مقطع دبيرستان بيشتر ادامه نداده. 32 ساله‌ است و تقريباً 10 سال است شرخري مي‌كند. قد بلند و هيكل چهارشانه‌اي دارد اما برخلاف شرخرهايي كه تا به حال در سريال‌هاي تلويزيوني ديده‌ايم اصلاً سبيل ندارد. روي دستش پر است از جاي چاقوهايي كه حالا گوشت اضافه آورده. پاركي را كه در نزديكي محل كارش است براي گفت‌وگو پيشنهاد مي‌كند. او علاوه بر شرخري صاحب يك باشگاه بدن‌سازي هم هست.

 

* ماهي چند بار شرخري مي‌كني؟

بستگي داره، يه وقت‌هايي دو سه بار در ماه يه وقت‌هايي هم هيچي. ولي اكثر مواقع همون دو سه بار در ماه رو دارم. اين‌كه مي‌گم دو سه بار واسه اينه كه من چك‌هاي مبلغ بالا قبول مي‌كنم، مثلاً هيچ وقت براي چك پنج تومان به پايين كار نمي‌كنم. چون ارزش نداره.

* از هر چك چند درصدي مي‌گيري؟

اونم باز فرق مي‌كند، نگاه مي‌كنم به طرف حسابم، اما انقدري هست كه كفافم رو بده. حالا تو به درآمد ما گير نده يه چيزي درميارم ديگر.

* خيلي‌ها معتقدند كه پولي كه از شرخري درمي‌آيد بركت ندارد، حالا چطوري اين پول كفاف زندگي تو را مي‌دهد؟

كي گفته؟ من با همين پول الان يه خونه دارم و دو تا ماشين، تازه با داداشم يه باشگاه هم خريديم. اگه رفته بودم مهندس شده بودم الان پول يك متر جا رو هم نداشتم. دوره اين حرف‌ها نيست ديگر. اسم ما بد در رفته، اگر نه الان همه ديگه واسه خودشون گرگي شدند، همه خودشون يه پا شرخر هستن.

* هميشه وقتي چك رو نقد مي‌كني دعوا هم مي‌كني؟

دعوا خيلي كم پيش مياد، بيشتر موقع‌ها قضيه با دو تا چك آبدار هم حل مي‌شه.

* دلت براي اون آدم‌هايي كه به آنها چك آبدار مي‌زني نمي‌سوزد؟

واسه چي دلم بايد بسوزه؟ من دلم واسه خودم مي‌سوزه. دو تا چك و چهار تا لگد كه بخوره، مي‌فهمه كه ديگر دستش الكي نره توي جيبش و چك بي‌محل بكشه. آدم اول بايد حساب خرج و دخلش رو بكنه بعد فكر چك كشيدن رو. بعدش هم اون دو تامشت و لگدي هم كه مي‌خوره نمي‌ميره، ولي ياد مي‌گيره كه ديگه حواسش جمع باشد خوش‌حسابي كنه.

*تا حالا شده كه طرف مقابلت از تو بزن بهادرتر از آب دربياد؟

12 ساله كه دارم بدن‌سازي كار مي‌كنم، به خاطر همين كه كسي روي دستم بلند نشه. البته بعضي اوقات پيش مياد كه وقتي براي بار دوم. سوم مي‌رم سراغ پولم، طرف هم چند نفر رو اجير كرده باشد. اما من هم ديگر راه و چاه دستم اومده و هميشه وقتي حس كنم يارو مي‌خواد شاخ بشه من هم دفعة بعد يه ماشين آدم پر مي‌كنم و تنها نمي‌رم.

* چاقوكشي هم مي‌كني؟

نه بابا از سن ما ديگر گذشته. اين خط و خوط‌هايي هم كه مي‌بيني، خودم انداختم. اين خط‌ها هر كدومشون يه دليلي داره. يكي‌اش واسه ترك كردن سيگارم بود. يكي هم واسه اين كه ديگر تو صورت كسي نزنم چون بدجوري چوبش رو خوردم. خلاصه هر كدامشان براي يك چيز هست. هر چي عميق‌تر، مهم‌تر. تازه هر وقت هم مي‌روم چك نقد كنم طرف تا اين خط‌ها رو مي‌بينه مي‌گرخه. اين خوبي رو هم داره.

* تو صورت كي زدي كه چوبش رو خوردي؟

يكي از بچه‌محل‌هام. زدم تو گيج‌گاهش، نزديك بود بميره. خودم هم خيلي ترسيده بودم همون‌ جا گفتم عمراً ديگر تو صورت بزنم و البته اون هم نامردي نكرد و چند روز بعد با شيشه از پشت فرو كرد تو گردنم و كمرم. من هم چون ديدم نامردي زد، رفتم شكايت كردم و ديه‌ام رو ازش گرفتم و با پولش يه پرايد خريدم.

* حالا چرا شكايت كردي، افت نداشت كه بروي شكايت كني؟

نه بابا همه تو محل مي‌دونستند مي‌تونستم بزنمش اما ديه‌ام واجب‌تر بود.

*يكي به من گفت كه شرخرها تا زماني كه چك رو نقد مي‌كنند خرج غذا و كرايه ماشين و حتي ميوة خانه‌شان را هم مي‌گيرند.

آره خيلي‌ها اين‌طوري هستند، اما من كه دستم به دهنم مي‌رسد. معمولاً اين درپيتي‌ها از اين كارها مي‌كنند.

* تا حالا شده با كسي برخورد كني و ببيني كه واقعاً توانايي پرداخت پول رو ندارد و تو هم بخشيده باشي؟

نه، بخشش تو كارم نيست. گفتم كه بهت، كمترين مبلغي كه كار كنم پنج ميليونه، اما شده كه طرف واقعاً نداشته و من هم به جاش اثاثيه خانه‌اش رو گرفتم و بعد هم فروختم.

*هيچ وقت هم نشده كه پشت در بموني و طرف هم از ترس تو خانه‌اش بمونه و نيايد پايين؟

اووه... فراوون... هميشه همين‌طوريه. اما وقتي به ماشينش خط بندازي يا بروي پشت‌بام و دينام كولرش رو دربياري حتماً مي‌آيد پايين.

*حالا اگر طرف ماشين نداشت و زمستان بود و به كولرش هم نياز نداشت چي؟

چه مي‌دونم، لوله بخاري‌اش رو از جا مي‌كنم، اما بالاخره مي‌آيد پايين.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:31  توسط بهنام مظاهری |